ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
52
لمعات الهيه (فارسى)
باضافه حاصل مىشوند افراد نفس الامريه و مصداقات واقعيه خارجيه متحقق است يا نه ؟ و مراد از افراد نفس الامريه آنست كه اعتبار معتبر را در افراد بودن آن افراد دخلى نباشد و تكثر آن افراد و مصداقات بحسب اصل واقع و حاق نفس الامر باشد . و بعبارت ديگر و تقرير واضحتر آنست كه : از براى وجود افرادى متحقق است كه با نفس خود و در حد ذوات خويش متحقق و موجود باشند بحيثيتى كه موجوديت و تحقق در مرتبه ذوات آنها متحقق باشد و در حد انفس خود بدون اعتبار و انضمام امر ديگر محكوم عليه و مصداق و منتزع منه معنى موجود باشند و منشأ آثار خارجيه و احكام واقعيه شوند ، يا اينكه او را حقيقتى نيست مگر اين معنى عام تصورى و افراد و مصداقات اعتباريه آنكه به مجرد اضافه حاصل مىشوند و آن را اصلا موجوديت و خارجيت محقق نيست ، و تحقق و تحصل آن ثابت نيست مگر در نزد عقل و از معانى اعتباريه و مفهومات انتزاعيه و معقولات ثانويه است و از ماهيات اشياء منتزع مىشود بالذات چنان كه در واجب الوجود بالذاتست ، و يا بعد از جعل از جاعل بالذات بجعل بسيطى چنان كه در ماهيات ممكناتست ؟ جمهور متكلمين و اشراقيين از حكما بر اعتباريت و انتزاعيت وجودند و مشائين از حكما و محققين از عرفا بر اصالت و عينيت وجودند . تفريع " ربوبى " بر اين نزاع و خلاف مترتب و متفرعست اينكه حقيقت واجب الوجود « جل اسمه » از سنخ وجود است يا از سنخ ماهيت ؟ وجود صرف است يا معروض معنى عام وجود است ؟ و الا كسى كه او را اندك شعورى و تميزى باشد و بأدنى پايهء انسانيت پا گذاشته
--> - مترتب مىشود و ماهيات بالعرض و به تبع وجود موجودند و يا آنكه افراد وجود در تحقق و مبدئيت اثر تابع ماهيات ميباشند اهل تحقيق از متكلمان و محققان از حكماى مشائيه و متالهين وجود را منحصر بحصص مضافهء بماهيات نمىدانند و بعضى از متكلمان بر آنند كه حقيقت وجود همان حصص مضافهاند آنهايى كه براى وجود فرد جدا از اضافه بحصص قائلند اختلاف دارند در اينكه فرد بالذات اختصاص بكدام يك دارد . پس تشاجر در مسألهء وجود و تحقق آن در دو موضع واقع شده است ( سيد جلال الدين آشتيانى ) .